راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 1436
  • شنبه 13/4/1388
  • تاريخ :

          یا علی خوش امدی!

ورود حضرت علی(ع) به شهر كوفه و انتخاب آن به مقر خلافت اسلامی

امام علی

امام علی(ع) پس از پیروزی غرورآفرین بر اصحاب جمل و پایان بخشیدن به فتنه بزرگ طلحه و زبیر و هواداران عثمان مقتول، پیروزمندانه وارد شهر بصره شد و جنگجویانی از اهالی بصره كه بر ضد حكومت قانونی و اسلامی حضرت علی(ع) وارد جنگ شده و پس از شكست، زخمی، اسیر و متواری شده بودند، همگی را مورد عفو و بخشش كریمانه خویش قرار داد. اهالی بصره، پس از فتنه اصحاب جمل، با رغبت تمام با آن حضرت تجدید بیعت كرده و از همكاری برخی از مردم این شهر با غوغا سالاران جمل اظهار شرمندگی و پشیمانی نمودند. به هر روی، آن حضرت پس از چند روز توقف در بصره و تقسیم بیت المال در میان مردم و مداوای زخمیان جنگ، عبدالله بن عباس را به حكومت این شهر منصوب و برای بار دیگر در جمع مردم بصره، خطبه ای خواند و آنان را به پیروی از دستورات عبدالله بن عباس و قوانین حكومت اسلامی فراخواند. آن گاه این شهر بزرگ را ترك و به سوی كوفه حركت كرد. بزرگان، ریش سفیدان و رؤسای قبایل و طوایف بصره، آن حضرت را تا چند میلی بیرون بصره، بدرقه كردند و آن حضرت با آنان خداحافظی و به همراه بسیاری از سپاهیان خویش به سمت كوفه حركت نمود.(1)

جنگجویانی از اهالی بصره كه بر ضد حكومت قانونی و اسلامی حضرت علی(ع) وارد جنگ جمل شده و پس از شكست، زخمی، اسیر و متواری شده بودند، همگی را مورد عفو و بخشش كریمانه خویش قرار داد.

اینك شما نیز از آنان دوری كنید و با گفتارتان، آنان را از كرده خویش شرمنده كنید، تا از كردار ناروای خود شرمگین شده و به ما روی آورند و آن چه از آنان انتظار داشتیم برآورده كنند

ورود امام علی(ع) به كوفه، مصادف بود با دوازدهم رجب سال 36 قمری.(2) اهالی كوفه استقبال شایانی از آن حضرت به عمل آوردند و از وی درخواست كردند كه در كاخ حكومتی این شهر فرود آید. ولی آن حضرت از رفتن به كاخ حكومتی امتناع نمود و فرمود: به جای كاخ در فضای باز فرود خواهم آمد. آن گاه به مسجد اعظم كوفه رفت و دو ركعت نماز به جای آورد3 و برای اهالی كوفه، كه برای زیارت آن حضرت و شنیدن صدای روح نواز وی لحظه شماری می كردند، خطبه ای ایراد نمود. آن حضرت پس از حمد و ثنای الهی، در فرازی از سخنانش فرمود:

اما بعد، فالحمد لله الذی نصر ولیه، و خذل عدوه، و اعز الصادق المحق، و أذل الكاذب المبطل، علیكم یا أهل هذا المصر بتقوی الله و طاعه من اطاع الله من أهل بیت نبیكم، الذین هم اولی بطاعتكم من المنتحلین المدعین القائلین: الینا الینا، یتفضلون بفضلنا، و یجاحدونا أمرنا، و ینازعونا حقنا، و یدفعونا عنه، و قد ذاقوا و بال ما اجترحوا فسوف یلقون غیا. قد قعد عن نصرتی منكم رجال و أنا علیهم عاتب زار، فاهجروهم، و اسمعوهم ما یكرهون، حتی یعتبونا و نری منهم ما نحب.(4) یعنی: سپاس خدا را كه دوست خود را یاری كرد و دشمنش را خوار نمود و راستگوی حقیقت خواه را آبرو داد و دروغ گوی مفسده جو را زبون نمود. ا

ای مردمی كه در این شهر ]كوفه[ زندگی می كنید! بر شما باد تقوای الهی و پیروی كسی از اهل بیت پیامبرتان كه خدا را پیروی می كند. همان هایی كه از سایر مدعیان باطل گو، به اطاعت و فرمانبرداری شایسته ترند.

آن مدعیانی {دروغین}كه همواره مردم را به سوی خود می خوانند و بر اثر فضیلتی كه از ما به دست آورده اند، اظهار برتری می كنند و امر ما ]ولایت و امامت[ را انكار می نمایند و حق ما را از بین می برند و ما را از استفاده حق خودمان منع می كنند.

 آری، آنان آب تلخ بدرفتاری و بدكرداری خویش را چشیدند و به زودی هم به بدفرجامی خود می رسند.

 عده ای از میان شما نیز، از كمك و یاری ما دست برداشته ]و از این طریق، دشمنانمان را تقویت نمودند[ و مرا از كردار خویش ناراحت و نگران نمودند. 

اینك شما نیز از آنان دوری كنید و با گفتارتان، آنان را از كرده خویش شرمنده كنید، تا از كردار ناروای خود شرمگین شده و به ما روی آورند و آن چه از آنان انتظار داشتیم برآورده كنند.

 بدین ترتیب آن حضرت دوستداران و یاران خویش و توده های میلیونی مسلمانان كوفه را مورد عنایت و كارشكنان و واپس گرایان را سرزنش و توبیخ نمود و از آن پس، این شهر بزرگ را مقر حكومت عدالت جویانه خویش قرار داد.

گروه دین و اندیشه تبیان_رضاسلطانی

--------------------------------------------------------------------------------

 1_ أنساب الاشراف (احمد بن یحیی بلاذری)، ج2، ص 180 2_ الأخبار الطوال (دینوری)، ص 152؛ انساب الاشراف ،ج2، ص 182؛ تاریخ الیعقوبی، ج2، ص 184 3_ الاخبار الطوال، ص 152 4_ الارشاد، ص 249

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
elahe5
این نوشته عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 13/4/1388 - 23:14