وقتی یهود مهربان می شود
بررسی فیلم "دین"
سه افسر موساد بنامهای استفان گلد ، دیوید پرتس و ریچل سینگر مامور می شوند تا فردی بنام دیتر وگل معروف به جراح "برکناو" را که در زمان هیتلر جنایات زیادی علیه یهودیان مرتکب شده است ، ربوده و برای محاکمه به سرزمینهای اشغالی ببرند . اما مدتی پس از عملیات دکتر موفق می شود از دست ماموران گریخته و ریچل نیز مجبور می شود به سمت وی شلیک کند ...
The Debt
دین
محصول سال 2011
هنرپیشگان: هلن میرن ، سام ورثینگتون ، جسیکا چاستین
کارگردان: جان مدن
وقتی مسئله تحریف مطرح می شود می توان قوم یهود را در راس تحریف کنندگان عالم دانست . آنها در طول تاریخ ثابت کردهاند که مردمى هستند اهل تحریف و به همین علت نه خودشان و نه احدى از مردم نمی توانند به داستانهاى تاریخى به نقل از یهود اعتماد کنند. چون هیچ پروایى از تحریف مطالب ندارند ، و این رسم و عادت دیرینه یهود است و در یک کلام می توان یهود را قهرمان تحریف دانست . در طی سالها قوم یهود چنان در این کار خبره شده که می توان آنها را استادتمام تحریف دانست به طوری که اگر قومی بخواهد برای خود تاریخی جدید ساخته و یا خلق و خوی مذموم خود در طول تاریخ را تحریف کرده و از اجداد خود افرادی سراسر نیکی و حسن بسازد ، باید بر سر کرسیهای تحریف یهود نشسته و با تلاش فراوان از روشهای بسیار موذیانه و ماهرانه یهود استفاده کرده و در پایان مدرک خود را از یهود بگیرد . با در نظر گرفتن حاکمیت مطلق این قوم بر هالیوود دور از انتظار نیست که هر از چند گاهی شاهد فیلمهایی باشیم که سعی دارند تاریخ و مسائل پیرامون آن را تحریف کرده و از یهود قومی سراسر پاکی و طهارت بسازند ؛ که فیلم "دین" یکی از جدیدترین آنهاست.
"دین" در حقیقت آمریکائیزه شده فیلمی بنام Ha-Hove به معنی بدهی و قرض و دین ، تولید سال 2007 رژیم صهیونیستی است که اکنون بعد از گذشت چهار سال قرار است شکست آن فیلم را جبران کند. با توجه به اینکه در این فیلم نیز همانند بسیاری از فیلمهای روایی عوامل علت و معلوم روایات ، شخصیت ها بوده و از همان ابتدا روی چهار شخصیت تاکید شده است ، برای آنکه بتوانیم به هدف اصلی فیلم که همانا تطهیر جنایات یهودست ، پی ببریم ، باید روی شخصیتها و وقایع پیرامون آنها متمرکز شویم .
"دین" در حقیقت آمریکائیزه شده فیلمی بنام Ha-Hov به معنی بدهی و قرض و دین ، تولید سال 2007 رژیم صهیونیستی است که اکنون بعد از گذشت چهار سال قرار است شکست آن فیلم را جبران کند.
نکته جالب توجه اینجاست که سازندگان فیلم برای آنکه بیننده تصور نکند که با فیلمی کاملا یکطرفه همانند فیلم قبلی روبروست و در عین حال تاثیر دروغهای فیلم بیشتر شود ، حدود پانزده دقیقه ابتدای فیلم ماجراهای پیرامون شخصیتها بگونه ای بسیار مبهم و سوال برانگیز طراحی شده تا با ایجاد کنجکاوی هم بیننده را به دیدن ادامه فیلم ترغیب کرده و هم ذهن وی را از هدف اصلی منحرف کند .

قصه از آنجایی شروع می شود که دختر ریچل که به گفته خودش تنها روزنامه نگار رژیم صهیونیستی است کتابی نوشته و در آن عملیات موساد را از مهمترین و با ارزش ترین عملیاتها ، و سه مامور به خصوص مادرش را جزو قهرمانان تاریخ صهیونیست معرفی می کند . برای قهرمان جلوه دادن و عظمت کار سه مامور که نمایندگان رژیم صهیونیستی نیز هستند ، در همان ابتدای فیلم دکتر را با صفاتی چون " شیطان غیر قابل تصور ، کابوس همیشه رژیم صهیونیستی ، دکتری سادیسمی که هزاران نفر را ناقص و یا کشته است " ، و در مقابل سه مامور را جوانانی که در اولین مواجه با یک هیولا بر آن غلبه کرده اند ، معرفی می کند . در این سکانس که مراسم رونمایی از کتاب است، همزمان با سخنرانی دختر ریچل و پس از آن در قاب بندیها و رجعتی به 1966 بر نگرانی ریچل از مسئلهای که ریشه آن در گذشته است و با ماجرای دستگیری دکتر ارتباط دارد ، تاکید می شود . در ادامه نیز خودکشی دیوید و نگرانیهای وی نشان داده شده و بعد از آن در مراسم ضیافت شام و پس از حضور استفان ، شاهد نگاههای معنادار و نگران استفان و ریچل به یکدیگر ، و باز هم رجعتی به گذشته هستیم که طی آن لحظات دیگری از ماجرای دستگیری دکتر نشان داده می شود . این سیستم غیر خطی ادامه دارد تا آنجا که ریچل را شاهدیم که در سال 1965 به برلین وارد می شود و از همین نقطه است که چگونگی ربودن دکتر بصورت کاملا شفاف بیان می شود . همان طور که گفته شد تمام این ابهام ایجاد شده در ابتدای فیلم برای منحرف کردن بیننده است تا براحتی دروغهای بزرگ به وی القا شود . البته کار به اینجا ختم نشده و برای آنکه نویسندگان فیلم کاملا مطمئن شوند که بیننده به چیزی جز قصه توجه ندارد به موازات ماجرای ربودن دکتر ، رابطه عشقی بین ریچل و استفان و دیوید را مطرح کرده و طی آن شاهد ماجرایی تکراری و نخ نما شده هسیتم ( ریچل به دیوید علاقه دارد ولی دیوید به علتی که تا انتها مشخص نمی شود به او توجه نمی کند و ریچل نیز علیرغم میل باطنی با استفان ازدواج می کند) .
پس از نمایش ربودن دکتر و اطمینان سازندگان فیلم به انحراف کامل بیننده دو دروغ بزرگ فیلم شروع می شود . برای پی بردن به این دروغها کافیست توجه شود به دیالوگ شخصیتها و به رفتار سه مامور موساد بخصوص ریچل با دکتری که در ابتدای فیلم هیولا معرفی شد که بخشی از آن به شرح زیر است:
1- تلاش بسیار زیاد استفان و دیوید برای غذا دادن به دکتر
2- رفتار بسیار محبت آمیز ریچل با دکتر علی رغم تنفر زیاد از وی ( غذا دادن به دکتر ، تراشیدن ریش دکتر )
3- دکتر به ریچل می گوید " می خوای من رو بکشی ... آهان یادم نبود که یهودیها بلد نیستن آدم بکشن ، فقط بلدن بمیرن "
4- پس از آنکه استفان کیسه ای را روی سر دکتر می گذارد دیوید بعد از بر داشتن کیسه با عصبانیت به استفان می گوید " دیگه حق نداری اینکارو بکنی ، ما که حیوون نیستیم ، یادت باشه ما چی هستیم و یادت باشه ماچی نیستیم "
5- بعد از آنکه دکتر داستان کوره های آدم سوزی را برای دیوید با آب و تاب تعریف می کند ، دیوید عصبانی شده و دکتر را مورد ضرب و شتم قرار می دهد ؛ سپس ریچل زخم های دکتر را درمان می کند.
با توجه به این 5 مورد و ادامه قصه می توان به دو دروغ بسیار بزرگ فیلم پی برد:
1- یهود آدم نمی کشد ، مگر در شرایطی خاص و بسیار نادر شود.
2- رفتار یهود با اسیران و زندانیان بسیار محبت آمیز و دوستانه است.
درباره دروغ اول کافیست به تاریخ مراجعه شود تا کشتارهای بی سابقه یهود مشخص شود . از قتلعام پیغبران گرفته ( نقل شده است که پیغمبرى را میکشتند و دو تن (دیگر بانتظار کشته شدن) ایستاده بودند، و دو تن را میکشتند و چهار تن دیگر ایستاده بودند، تا آنجا که بسا در یک روز هفتاد پیغمبر را میکشتند و بازار کشت و کشتارشان تا پایان روز برپا بود) ، تا حوادث تلخ قرن پیش در فلسطین و لبنان ( کشتارهای دیر یاسین ، حولا ، کفر قاسم و ... تا قانا و جنایات غزه و ... ) که تا امروز ادامه دارد ، همه جای تاریخ مملو از جنایات یهود است ؛ البته ممکن است آنها بگویند که افرادی که ما کشتهایم آدم نبودند ، که آن بحث دیگریست
در مورد دروغ دوم نیز بارها اخباری مبنی بر اعتراف خود افسران رژیم صهیونیستی به بد رفتاری با اسیران و زندانیان منتشر شده که یک از آن اخبار چندی پیش از زبان نظامی به اسم "هت" بیان شده و یا پیش از آن نیز در گزارش گروه "میزان ات آل" به رفتارهای غیر انسانی با زندانیان کاملا اشاره شده است . در مجموع می توان گفت که فیلم "بدهی" قرار است این دو دروغ را به بیننده القا کند .
بخش سینما و تلویزیون تبیان
منبع:سینمای ایران / مهدی علیپور